حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2524

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

( كتاب 78 ، بند 1 ) ، ولى سپارتيانوس صريحا اظهار ميدارد ، كه جنگى رويداد و كاراكالّا بر ولات اردوان غالب آمد ( كتاب كاراكالّا ، بند 6 ) . بعد ديوكاسّيوس افزوده ، كه كاراكالّا به بين النهرين عليا و آديابن داخل شد ، و حال آنكه سپارتيانوس گويد از راه بابل عزيمت كرد ( همانجا ) . بنابراين قرائن بايد گفت ، كه روايت هروديان اختراع او نيست ، شايد او در توصيف احوال روميها و پارتيها مبالغه كرده باشد ، ولى اصل قضيّه ، كه خيانت كاراكالّا باشد ، بىاساس نبوده و در مراجعت از تيسفون ، كاراكالّا از آديابن گذشته . به كاراكالّا يك عمل ناشايست و وحشيانهء ديگرى نيز نسبت ميدهند : وقتى كه او از آديابن ميگذشته ، مقبره شاهان پارت را خراب كرده ، استخوانهاى مردگان اين سلسله را بيرون آورده و دور انداخته . گوت‌شميد گويد ، كه او پنداشته بود ، اين مقبره از شاهان آديابن بوده ، ولى معلوم نيست ، با مقبره پادشاهان آديابن چرا ميبايست آن رفتار وحشيانه بشود . اين عمل و اعمال ديگر كاراكالّا باعث شده ، كه حتّى خون‌سردترين مورّخ او را دشمن عمومى نوع بشر دانسته ( گيب‌بن ، جلد 1 ، صفحه 272 ) « 1 » . اما اينكه اشكانيان قبورشان را در كجا ساخته بودند ، بيشتر نويسندگان عقيده دارند ، كه قبور آنها در شهر اربيل در آديابن بوده و نيز معلوم گشته ، كه اين محل در زمان سلاطين آسور و شاهان هخامنشى جائى بوده ، كه مقصّرين محكوم باعدام را در آنجا ميكشتند . از قرائن چنين به نظر ميآيد ، كه كاراكالّا زمستان آن سال را در ادس ( اورفا ) گذرانيده و در آنجا به شكار و تفريحات گوناگون پرداخته ( هروديان ، كتاب 4 ، بند 21 ) . بعد او در بهار تهديد كرد ، كه دوباره ميخواهد به خاك پارت تجاوز كند و اين خبر باعث وحشت ماديها و پارتيها ، گرديد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 78 ، بند 3 ) ، ولى در آوريل همان سال ، يعنى 217 م . او خواست بتماشاى معبد ربّ النوع ماه در حرّان برود و در راه بدست يوليوس‌مارثياليس « 2 » يكى از مستحفظين خود كشته شد ( ديوكاسّيوس ،

--> ( 1 ) - Gibbon . t . 1 . p . 272 . ( 2 ) - Julius Martialis .